X
تبلیغات
رایتل







































کتابخانه

کتابخانه ی شخصی من و توضیحی بر آنچه میخوانم

نام کتاب: همخونه

نام نویسنده: مریم ریاحی   

نوبت چاپ: چاپ دوم  

شرح پشت جلد: 

عشق خودش خواهد آمد . نمی توان از آن فرار کرد . عشق خودش آهسته آهسته و در گوشه ای می آید و در گوشه ای از قلب مهربانت آرام و بی صدا می نشیند و تو متوجه اش نخواهی بود و بعد ذره ذره قلبت را پر می کند کم کم مثل ساقه ی " مهر گیاه " در تمام جانت می پیچد و ریشه می دواند به طوری که بی آن نمی توانی تنفس کنی .
خلاصه داستان: 

داستان زندگی دختر جوانی است که بنا به خواست پدرخوانده خود به صورت شش ماهه با پسر او ازدواج میکند تا مانند دو تا همخونه در کنار هم زندگی کنند و در مقابل ثروت پدر به صورت نصف نصف بینشون تقسیم بشه. این دو زندگی خود را در کنار هم آغاز میکنند و ذره ذره به هم علاقه‌مند میشوند ...  

نظر من نسبت به این کتاب: 

یکی از معدود رمانهایی بود که در هنگام مطالعه ی اون لذت خاصی بهم دست میداد!برخوردها و تنشهایی که بین شخصیت دختر و پسر داستان رخ میداد بسیار طبیعی و دلنشین بیان شده بود.یکی از ویژگیهای منحصر به فردی که قلم این نویسنده داشت این بود که حاشیه پردازی بی مورد نداشت و به هیچ وجه در هیچ یک از صفحات رمان احساس خستگی به من دست نداد.پایان رمان هم بسیار دلنشین بود.

نوشته شده در پنج‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1390ساعت | 11:30 ق.ظ توسط شادی داودی | نظرات (2)