X
تبلیغات
رایتل







































کتابخانه

کتابخانه ی شخصی من و توضیحی بر آنچه میخوانم

نام کتاب:سهم من از این عشق 

نام نویسنده:ویکتور پمبرتون 

مترجم:نجمه قشقایی 

ناشر:انتشارات شادان 

چاپ اول-تابستان89 

قسمتی از کتاب: 

بتی آن شب خوابش نمی برد.ساعتها بیدار دراز کشیده بود و به قماربازی پدرش و بدهی های زیادی که بالا آورده بود فکر میکرد.خود را به سبب تنها گذاشتن سارا در پرداخت بدهی های پدر و همچنین به دلیل ادعای وراثت گناهکار میدانست.البته جک ریدلی هم نمی توانست کمکی به او بکند.این روزها به ندرت پیش هم بودند و وقتی هم که جک ریدلی به خانه می آمد مست روی تخت می افتاد.هر شب بتی از خود می پرسید که چرا با چنین مردی ازدواج کرده است چون می دانست که ریدلی هر شب را با دیگران می گذراند و با اد کوچولو هم رفتار بدی میکرد...ص169 

نظر من درباره ی این کتاب: 

این رمان یک رمان کاملا" اجتماعی بود و وقتی اون رو میخوندم اتفاقات پیش آمده در رمان را حتی در جامعه ی ایرانی خودمان هم به وضوح میدیدم و احساس میکردم.وقایع عاطفی نسنجیده که از خواهر کوچکتر(بتی)سر میزد و از فعالیتهای انقلابی در وی شروع شد کم کم به خاطر کوته بینی او و نداشتن تجربه به حاشیه کشیده شد و خودش در منجلاب بی تجربگی ها و تصمیمات عجولانه اش اسیر گشت و خواهر بزرگتر(سارا)با تمام ستم و محنتی که در طول زندگی می کشید اما همواره سعی داشت با دیدی باز به وقایع بنگرد و در نهایت تصمیم بگیرد از اوج به ذلت رسیدن برایش سخت بود اما برای دوام زندگی خویش مجبور به تحمل مصائب میگشت چرا که تداوم زندگی به دست و میل و اراده ی بشر نیست و باید جنگید و ادامه داد و سارا اینچنین زندگی میکرد.از تضاد شخصیتی که میان این دو خواهر بود درسهای زیادی گرفتم و در نهایت مطمئن بودم بعد از خواندن این رمان وقتم به بطالت سپری نشد. 

نوشته شده در دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390ساعت | 11:41 ق.ظ توسط شادی داودی | نظرات (0)