X
تبلیغات
رایتل







































کتابخانه

کتابخانه ی شخصی من و توضیحی بر آنچه میخوانم

نام کتاب : اوژنی گرانده

نام نویسنده : انوره دو بالزاک

مترجم : آتوسا یزدانی

ناشر : جاده ابریشم

نوبت چاپ اول 1377

قسمتی از کتاب:

او‍ژنی به سمت باغ گریخت.از این که نمی توانست تمام آن چیزهایی را که دلش می خواست برای پسر عمویش فراهم کند غمگین بود.چه باید می کرد؟برای اولین بار از رو به رو شدن با پدرش می ترسید چرا که چیزی را از او پنهان می کرد.به سرعت به راه افتاد.از استنشاق هوای تازه و تابش نور گرم خورشید ؛ شادمان بود.در آشپزخانه ؛ گرانده با تحکم با نانون صحبت می کرد:از نان دیروز ؛ چیزی مانده؟

- حتی ذره ایی هم نمانده موسیو...ص17

نظر من درباره ی این کتاب:

داستانی بسیار با احساس و عاری از هر گونه ایجاد کسالت برای من بود.اصولا" عاشق آثار نویسنده ایی چون بالزاک هستم.این نویسنده ی بزرگ به قدری زیبا محیط وقایع داستان را توصیف میکند که قبل از ایجاد هر اتفاقی در ماجرا کل محیط در ذهنم مجسم می شود.بالزاک از نظر من یکی از نویسندگانی است که هیچ گاه در جهان نفر دومی مانند او دست به قلم نخواهد برد.تعریف وقایع احساسی همراه با توصیف مکان و زمان آن چنان در ذهن هر خواننده ایی حک می شود که گویا سالیان بسیار با شخصیتهای رمان زندگی کرده است.ماجرای این رمان بسیار احساسی بوده و حکایت زندگی دختری است که با وجود داشتن پدری دنیا پرست و مال دوست در حالیکه سالهای اوج جوانی خویش را می گذراند اما مجبور به تن دادن سرنوشتی می گردد که در واقع پدرش برای وی رقم میزند!!!دختری که با قلبی پاک و احساسی عمیق دلبسته ی پسر عموی خویش می گردد اما به اجبار جور زمانه و تصمیمهای واهی پدرش مجبور می شود قدم در مسیری از زندگی خویش بگذارد که هیچ جذابیت و زیبایی برایش به همراه ندارد و زمانیکه سالهای زیادی از این عشق سوزان می گذرد و او فرصت دیدار دوباره با عشق دوران جوانی خویش را می یابد باز هم موانع دیگری بر سر راه وی قرار می گیرند که...  

نوشته شده در شنبه 29 تیر‌ماه سال 1392ساعت | 03:54 ب.ظ توسط شادی داودی | نظرات (0)