X
تبلیغات
رایتل







































کتابخانه

کتابخانه ی شخصی من و توضیحی بر آنچه میخوانم

نام کتاب : صبح ؛ ظهر ؛ شب

نام نویسنده : سیدنی شلدون

مترجم : کاوه رحیمیان

ناشر : انتشارات درسا

نوبت چاپ چهارم1388


قسمتی از کتاب:

تایلر وارد دفتر قاضی ارشد شد:((کیت ؛ متاسفانه من باید چند روزی به بوستون بروم.مشکلی خانوادگی است.کسی را داری در غیابم کارهای مرا انجام بدهد؟))

((البته ؛ ترتیبش را می دهم.))

((متشکرم.))

و همان روز بعد از ظهر ؛ قاضی تایلر استانفورد در راه بوستون بود.در هواپیما نشسته بود و گذشته را مرور می کرد که به یاد آن روز وحشتناک و حرفهای پدرش افتاد:من از راز کوچک و کثیف تو خبر دارم.

نظر من درباره ی این کتاب:

کتاب مشتمل بر 383 صفحه می باشد.این رمان جنایی شاید یکی از بهترین رمانهایی بود که تا به حال خوانده ام.قلم نویسنده و همچنین هنر مترجم در این روایت به قدری گیرا بود که لحظه ایی نمی توانستم آن را بر زمین بگذارم.چیزی که در این کتاب  و رمان حکایت شده اش آن را نسبت به دیگر آثار جنایی متمایز میکرد این بود که خواننده با روال روایتی ماجرا خیلی زود تشخیص میدهد که مجرم و قاتل چه کسی است اما شگفتی ماجرا آنجاست که با تمام تفاسیری که خواننده می تواند به خوبی معما را حل شده تصور کند اما کشش اینکه به چگونگی وقوع وقایع و نهایتا" برای رسیدن به پایان ماجرا پی ببرد ؛ نمی تواند از مطالعه دست بردارد و به نظر من این یک پدیده ی بسیار بسیار قابل تحسین برای روش نویسنده است که با وجود حل معما لیکن به قدری ماجرا جذاب تعریف می گردد که خواننده سطر به سطر ماجرا را دنبال کرده تا بفهمد پایان ماجرا چه خواهد شد.

در این کتاب پیرمرد ثروتمندی که دارای سه فرزند بزرگ و تحصیل کرده می باشد به قتل می رسد و فرزندانش که هر یک دچار مشکلات مادی بسیاری هستند و همواره از سوی پدر مورد بی مهری قرار گرفته اند مورد اتهام واقع شده و هر لحظه گمان اینکه کدام یک نقشه ی قتل پدر را کشیده از سوی کارآگاهی چیره دست مورد بررسی قرار میگیرد.کارآگاه خیلی زود تشخیص میدهد که قتل توسط چه کسی صورت گرفته اما برای اثبات این موضوع نیاز به مدارک مستدل داشته و متوجه میگردد که قاتل بسیار باهوش و زیرک می باشد چرا که در هیچ کجا ردی از خود باقی نگذاشته است و ... 

نوشته شده در دوشنبه 25 فروردین‌ماه سال 1393ساعت | 11:44 ق.ظ توسط شادی داودی | نظرات (0)