X
تبلیغات
رایتل







































کتابخانه

کتابخانه ی شخصی من و توضیحی بر آنچه میخوانم

نام کتاب:گاهواره 

نویسنده:شمس آل احمد 

چاپ سوم:پاییز1356 

ناشر:انتشارات رواق 

بخشی از کتاب: 

جلال؛شش ساله بود که مرا زادند.بچه که بودم؛به من میگفت:سنجاق قفلی! 

ته تغاری بودم.آخرین فرزند مادر.پدرم فروتن و بی توجه سرم داد می کشید:کره خر! 

زن پدرم این را به حساب خویشتن شناسی خود می گذاشت.از این اسم گذاری خوشش نمی آمد.پدر را سرزنش می کرد.(سوگلی پدر بود و تنها فردی که جرات این کار را داشت)و مرا با نوازش صدا می زد:کوپل جون!بیا پیش خودم! 

نظر من نسبت به این کتاب: 

یک مجموعه داستان بسیار زیبا و دلنشین بود.تا قبل از این کتاب نمیدونستم که جلال آل احمد برادری به نام شمس هم داشته که او نیز نویسنده بوده!از قلم شمس خوشم اومد.حقایق جامعه رو با زبانی بسیار ساده بازگو کرده.قشنگترین قسمت این کتاب به نظرم مربوط میشد به قسمت((آنچه در باران گذشت))که وقایع زمان فوت جلال را عینا" به تحریر در آورده و حتی از سیمین دانشور هم سخن گفته شده که در زمان فوت جلال چه حال و روزی داشته!...

نوشته شده در چهارشنبه 2 آذر‌ماه سال 1390ساعت | 01:02 ب.ظ توسط شادی داودی | نظرات (0)