X
تبلیغات
رایتل







































کتابخانه

کتابخانه ی شخصی من و توضیحی بر آنچه میخوانم

نام کتاب:بلندیهای بادگیر 

نام نویسنده:امیلی برونته 

ترجمه:پرویز پژواک 

ناشر:انتشارات عین الهی 

قسمتی از کتاب: 

نلی؛من هیچکس را ناراحت نساختم.بلکه فقط اندکی سبب دلداری و تسکین خاطر خودم را فراهم آوردم.از این پس من خیلی راحتتر و آسوده تر خواهم بود.وقتی هم مرا در آنجا مدفون سازند بهتر آرام خواهم گرفت.من او را ناراحت کرده باشم؟نه!اوست که مدت هجده سالست یکدقیقه مرا آرام نمی گذارد روز و شب دائم با منست و یک لحظه مرا آرام نمی گذارد.این ناراتی و آزار تا دیشب ادامه داشت و فقط ازآن پس تاکنون کمی آرام گرفته ام.در عالم رویا دیدم که مرده ام و در کنار محبوبم آرمیده ام.دیدم قلبم از کار ایستاده و گونه هایم را بر گونه های یخ زده اش نهاده ام.ص410 

نظر من نسبت به این کتاب: 

کتابی که در سرتاسر آن درک عشق و حسرت و درماندگی و انتقام همه و همه با هم و یکجا برایم قابل درک بود.انتقام هیت کلیف از افرادی که در ناکامی وی نقش داشته و حتی نقش نداشته اند نشان می داد که یک فرد برای رسیدن به عشق خودش حتی اگر دیگه زنده نباشد و به تصور رسیدن به او در جهان بعد دست به هر کاری میزند و در این راه زمانیکه وی از دختر کارتین نیز انتقام میگرفت اما در نهاد خودش نفرت را مزه مزه نمیکرد بلکه فقط و فقط به فکر تکرار و تجربه ی دیدن یک عشق نوپای دیگر بود.همسر کاترین و برادر کاترین و تمام وابستگان کاترین مورد انتقام واقع میشدند و این نوعی از عشق کور را به معنی واقعی نمایش میداد و درست برعکس تصور خیلی ها که این کتاب را نمونه ی بارز یک عشق شدید میدانند به نظر من ماجرای این رمان نمایش یک عشق کور بود!

نوشته شده در جمعه 4 آذر‌ماه سال 1390ساعت | 11:51 ق.ظ توسط شادی داودی | نظرات (0)